تبليغاتX
خوشبخت ترین دیوانه -

خوشبخت ترین دیوانه

نگاهم کن! نگاهم کن! تو چنگ شب گرفتارم

یه دریا تو چشام دارم ولی هرگز نمی بارم

منم از روزگار سوت و کور و بی نفس خسته

منم تنها ترین آبی تو این کوچه که بن بسته

ببین سبزینه فریاد تلخم تو گلو پژمرد

دوباره این منو دروازه های تا ابد بسته

تو خواب بودی و تباهی رو توی چشمام نمی دیدی

  تو یک دم غصه هام رو از توی قلبم ندزدیدی

 کسی ویروونی عشق رو توی چشمام نمیبینه

تو هم مثل همه بودی تو هم من رو نفهمیدی

نگاهم کن! نگاهم کن! که تو بند زمستونم

دچار عشقتم اما کنار تو نمیمونم

به جز تو آشنایی نیست

 رفیق و هم صدایی نیست

ولی حتی برای ما پناهی جز جدایی نیست.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 0:40  توسط همون دیوونه   |