مرد تنها
شبی با خیال تو هم خونه شد دل
نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی ندیدی پریشونی هام رو
فقط باد وبارون شنیدن صدام رو
غمت سرد و وحشی به ویرونه میزد
دلم با تو خوش بود و پیمونه میزد
نه مرد قلندر نه آتش پرستم
فقط با خیالت شبها مست مستم
الهی سحر پشت کوه ها بمیره
خدا این شب ها رو از عاشق نگیره
نه یک شب که هر شب دلم بی قراره
میخواد مثل بارون بباره بباره
شب مرد تنها پر از یاد یاره
پر از گریه تلخ و بی اختیاره
شب مرد تنها شب بی تو مردن
شب غربت و دل به مستی سپردن
شب های جوونی چه بی قراره
همش بی قراری همش انتظاره
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 20:10  توسط همون دیوونه
|