عمریست کنار پنجره ای خالی نشسته ام
همه هستند اما من هنوز تنهایم.
آن کس که میخواهم نمیاید.
من مصمم نشسته ام.
یا او می آید
یا مرگ.
خدای بزرگ سپاسگزارم.
عاقبت آغوش عشقم را نصیبم کردی.
اما باز هم به یاد تو ام.
باز هم از تو در خواستی دارم.
انکه به من باز گرداندی هرگز از من نـــــگـــــیــــــر.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 22:20  توسط همون دیوونه
|

